نرخ بهره به طور کلی طی چند دهه گذشته رو به پایین بوده است. این باعث شده است که وام گرفتن ارزان تر ، و این باعث شده است که مردم به هزینه های بیشتری بپردازند. همچنین باعث شده است که صرفه جویی در جذابیت کمتری داشته باشد و به افزایش مصرف کمک کند. در همین زمان ، نقش اعتبار خانوار به میزان قابل توجهی افزایش یافت. این مقاله الگویی را برای تأثیر تغییر نرخ بهره در مصرف خانوار نشان می دهد ، که به درآمد و وام متکی است. این مدل بر اساس روش های تئوری کنترل بهینه است. این رویکرد ساختار سن است: خانوارها در لحظه تغییر نرخ بهره ، الگوهای مصرف خود را تجدید نظر می کنند و تغییر در الگوهای مصرف وابسته به سن است. تغییرات مصرف برای گروه های سنی مختلف به اصلاح مصرف کل کمک می کند. شبیه سازی عددی نشان می دهد که کاهش نرخ بهره منجر به افزایش مصرف می شود (افزایش قابل توجهی در مصرف در کوتاه مدت) ، که با گذشت زمان کاهش می یابد و مصرف کاملاً با ارزش نرخ بهره جدید تنظیم می شود. افزایش مصرف با افزایش بار بدهی حاصل می شود.
کلید واژه ها:
1. معرفی
نظریه های مصرف سعی در توضیح و پیش بینی الگوهای هزینه های مصرف کننده دارند. این نظریه ها بسیار مهم هستند زیرا هزینه های مصرف کننده نقش اصلی در اقتصاد را ایفا می کند ، زیرا باعث تقاضا برای کالاها و خدمات می شود و می تواند به میزان قابل توجهی بر رشد اقتصادی تأثیر بگذارد.
نظریه های مختلف مصرف وجود دارد ، از جمله:
عملکرد مصرف کینزی کینز (1936): این نظریه ، که توسط اقتصاددان جان مینارد کینز تهیه شده است ، نشان می دهد که هزینه های مصرف کننده با درآمد یکبار مصرف هدایت می شود.
فرضیه درآمد دائمی فریدمن (1957): این نظریه ، که توسط اقتصاددان میلتون فریدمن تهیه شده است ، نشان می دهد که هزینه های مصرف کننده صرفاً با درآمد یکبار مصرف فعلی انجام نمی شود ، بلکه توسط درآمد مورد انتظار فرد مورد انتظار نیز انجام می شود. براساس این نظریه ، مصرف کنندگان هزینه های خود را برای مطابقت با درآمد مورد انتظار خود تنظیم می کنند ، نه فقط درآمد فعلی خود.
فرضیه چرخه زندگی Ando و Modigliani (1963) ؛Modigliani و Brumberg (1954): این نظریه ، که توسط اقتصاددان Franco Modigliani تهیه شده است ، نشان می دهد که هزینه های مصرف کننده تحت تأثیر مرحله زندگی یک فرد و درآمد آینده مورد انتظار است. براساس این نظریه ، افراد جوان به احتمال زیاد سطح بدهی بالاتری و میزان پس انداز کمتری دارند ، در حالی که افراد مسن بیشتر احتمال دارد که پس انداز بالاتری داشته باشند و سطح بدهی کمتری داشته باشند.
این نظریه ها متقابل نیستند. رفتار مصرف کننده می تواند تحت تأثیر طیف گسترده ای از عوامل ، از جمله نرخ تورم ، مالیات ، سطح دستمزد ، سیاست های دولت ، شوک های کلان اقتصادی و انتظارات در مورد آینده باشد. توسعه اخیر نقش عدم قطعیت درآمد نیروی کار را شامل می شود (1994). Gourinchas and Parker (2002) ، تأثیر ثروت ALP و Seven (2019) ، مسائل مربوط به پایداری هرتویچ (2005) ، تأثیر پرداخت های محرک Kaplan و Vivilante (2014) ، مشخصات کشورهای در حال توسعه ون ترن (2022) ، و غیره. تمرکز مقاله حاضر تأثیر تغییر نرخ بهره Cloyne و همکاران است.(2020) ؛Navarro and De Frutos (2015) و رشد بدهی خانوار Coskun و همکاران.(2022) ؛کاپلر و شوتز (2014).
هزینه های خانوار اغلب با وام گرفتن تأمین می شود. این امر به ویژه برای مسکن و دوام بسیار مهم است. مصرف خدمات و غیرقانونی ها همچنین می توانند به اعتبار ، به ویژه در کشورهای توسعه یافته متکی باشند. در دهه های گذشته ، به طور کلی کاهش نرخ بهره و دسترسی آسان به اعتبار وجود داشت. این دو عامل تأثیر قابل توجهی در مصرف خانوار دارند. به طور کلی ، نرخ بهره بالاتر مصرف را دلسرد می کند و پس انداز را ترغیب می کند. نرخ بهره پایین باعث تشویق مصرف و صرفه جویی در صرفه جویی در صرفه جویی در هزینه می شود. با کاهش نرخ بهره ، وام گرفتن پول برای افراد ارزان تر می شود ، که می تواند آنها را به مصرف بیشتر ترغیب کند. در این حالت ، هنگامی که وام گرفتن پول ارزان تر است ، ممکن است افراد مایل به پرداخت بدهی برای تأمین مالی مصرف خود باشند. در گذشته اعتبار عمدتاً برای خریدهای بزرگ مانند خانه یا ماشین استفاده می شد. در دسترس بودن گسترده اعتبار در بسیاری از کشورها همچنین وام گرفتن پول برای اهداف مختلف ، از جمله پرداخت هزینه تحصیلات ، هزینه های پزشکی و تأمین اعتبار تعطیلات را آسان کرده است. به طور کلی ، اعتبار به بخشی جدایی ناپذیر از اقتصادهای مدرن تبدیل شده است و به احتمال زیاد نقش آن در آینده به رشد خود ادامه خواهد داد.
برای نشان دادن رشد اعتبار ، ما از داده ها برای ایالات متحده استفاده می کنیم: شکل 1 نقش فزاینده اعتبار مصرف کننده را نشان می دهد. ظهور بدهی خانوار و ارتباط آن با رشد مصرف در باربا و پیوتی (2009) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. کریستن و مورگان (2005) ؛وولف (2011). لازم به ذکر است که رشد بدهی خانوار در بسیاری از کشورها جانستون در آل رایج است.(2021) ؛میا و همکاران.(2017). در همین زمان ، بخش قابل توجهی از خانوارها ثروت نقدینگی کم یا بدون آن را صرفه جویی می کنند (به لئونگ (2000) و منابع موجود در آن مراجعه کنید). رشد اعتبار کاملاً با نرخ بهره مرتبط است. سطح نرخ بهره اغلب به عنوان محرک مهم رشد اعتبار تلقی می شود. در مورد ایالات متحده ، می توان به راحتی در داده های نرخ بهره در شکل 2 و در ایالات متحده آمریکا داده های اوراق قرضه دولت در شکل 3 مشاهده شد. شکل 2 چندین قطره شیب دار و افزایش تدریجی نرخ بهره را نشان می دهد. روند کلی نرخ بهره در دهه های گذشته ، بگذارید بگوییم که از دهه 1980 ، کاهش مقادیر زیاد (دو رقمی) به مقادیر نزدیک به صفر بود. کاهش قابل توجهی در نرخ بهره معمولاً برای تحریک مصرف و فعالیت های تجاری در مواقع مشکلات اقتصادی انجام می شود. به عنوان مثال ، آخرین کاهش قابل توجه به دلیل بحران مالی 2007-2009 اتفاق افتاد. آخرین مورد اما یکی مربوط به حباب Dot-Com در سال 2000 بود. به ناچار ، چنین تغییراتی بر الگوی مصرف تأثیر گذاشت.
رابطه بین زمانی بین نرخ بهره و مصرف (پس انداز) بسیاری از اقتصاددانان کارلینو (1982) را به خود جذب کرد. فورچون و اورت مایر (1985)؛گیلفاسون (1981); تیلور (1999). یک موضوع خاص، تأثیر شوک های نرخ بهره بر مصرف کلوین و همکاران است.(2020)؛Coskun و همکاران.(2022). تأثیر تغییرات نرخ بهره بر مصرف به ویژه برای اجرای کارآمد سیاست پولی باید درک شود. تلاش های تجربی نسبتاً کمی برای مطالعه تأثیر تغییرات نرخ بهره بر مصرف وجود داشت، علاوه بر این، تلاش های بسیار کمی برای نزدیک شدن به این موضوع در سطح تفکیک شده انجام شد. اکثر نویسندگان به نفع رابطه معکوس بین تغییرات مصرف و نرخ بهره استدلال می کنند. آنها همچنین استدلال می کنند که در نظر گرفتن نرخ بهره واقعی (نه اسمی) مناسب است. در کارلینو (1982); گیلفاسون (1981)، بحث شد که برخی از نتایج مطالعات تجربی ناسازگار هستند. لازم به ذکر است که اکثر نتایج شناخته شده قبل از تبدیل شدن نرخ بهره پایین به واقعیت جدید در دو دهه گذشته ایجاد شده است.
کاهش نرخ وام مسکن را می توان برای تامین مالی مجدد استفاده کرد که درآمد قابل تصرف را برای مصرف اضافی آزاد می کند Tauheed and Wray (2006). در دی مگیو و همکاران.(2017)، نویسندگان اثرات کاهش نرخ وام مسکن را بر مصرف و پیش پرداخت وام مسکن در نظر گرفتند. خرید خودرو به عنوان معیار اولیه مصرف استفاده شد. مشخص شد که کاهش قابل توجهی در پرداخت وام مسکن (تا 50٪) منجر به افزایش قابل توجه خرید خودرو (تا 35٪) شده است.
در این مقاله، مدلی برای تأثیر تغییر نرخ بهره بر مصرف کل (کالاهای بادوام و غیر بادوام) پیشنهاد می کنیم. ما خانوارهایی را در نظر می گیریم که به درآمد و وام متکی هستند (وام های دانشجویی، وام مسکن، وام خودرو، کارت های اعتباری و غیره)، با این فرض که یک خانوار به عنوان یک واحد رفتار می کند. خانوارها می توانند در مقابل درآمدهای آتی وام بگیرند تا مصرف را در طول چرخه زندگی خود بهینه کنند. هیچ محدودیتی برای پس انداز و استقراض وجود ندارد. استراتژی های استقراض به نرخ بهره بستگی دارد. به همین دلیل کاهش نرخ بهره می تواند ابزار کارآمدی برای تحریک مصرف باشد.
البته ، تجزیه و تحلیل تأثیر تغییرات نرخ بهره باید مبتنی بر مدلهای جامع توسعه اقتصادی باشد ، که شامل کلیه عوامل مرتبط مانند بنگاه ها ، هزینه های دولت ، مالیات ، بدهی عمومی ، رشد اقتصادی ، توسعه فناوری و غیره است. عوامل تجزیه و تحلیل را بسیار پیچیده می کنند ، عمدتاً به این دلیل که پیش بینی های آینده برای برخی از این عوامل دشوار است. ما این مشکل پیچیده را با یک مشکل ساده تر جایگزین می کنیم: کدام اثر می تواند تغییر نرخ بهره بر مصرف داشته باشد به شرط اینکه شرایط دیگر (اشتغال ، درآمد کار ، ارزش دارایی ها و غیره) یکسان باشد؟تنها پارامتر دیگر که می تواند تغییر کند نرخ تخفیف ذهنی است که توسط مقدار نرخ بهره ایجاد می شود. تجزیه و تحلیل دلایل تغییر نرخ بهره را در نظر نمی گیرد.
برای ساده سازی بیشتر ، ما فقط خانوارهای نیروی کار را در نظر می گیریم زیرا برای آنها انتظار می رود تغییرات مصرف مهمترین باشد (مصرف و انعطاف پذیری در تغییر الگوهای مصرف در بازنشستگی). این خانوارها به گروه های سنی تقسیم می شوند. تأثیر نرخ بهره بر مصرف می تواند به عوامل مختلفی از جمله سن ، درآمد و ثروت فرد بستگی داشته باشد. منطقی است که فرض کنیم افراد جوان تر می توانند فرصت بیشتری برای بهره مندی از نرخ بهره پایین تر از افراد مسن داشته باشند ، زیرا آنها زمان بیشتری برای استفاده از هزینه های وام پایین تر دارند. بنابراین ، رویکرد ساختار یافته یک انتخاب طبیعی برای مدل سازی تأثیر نرخ بهره بر مصرف است. مدل های ساختار یافته در زمینه های مختلف از جمله اقتصاد کلان محبوب هستند. این مدل ها بر این عقیده استوار است که جمعیت را می توان به گروههای سنی مختلف تقسیم کرد که هر کدام دارای خصوصیات و رفتارهای خاص هستند. خانوارها به گروههای سنی تقسیم می شوند. در لحظه تغییر نرخ بهره ، خانوارهای گروههای سنی مختلف الگوهای مصرف خود را تغییر می دهند. این تغییرات مصرف به اصلاح مصرف کل کمک می کند.
مدل سازی یک خانواده نماینده از یک گروه سنی خاص بر اساس روش های تئوری کنترل بهینه است. نظریه کنترل بهینه ابزاری ریاضی است که برای تجزیه و تحلیل رفتار سیستم هایی که با گذشت زمان تغییر می کنند ، استفاده می شود. این در اقتصاد کلان مؤثر است ، جایی که می توان از آن برای مطالعه رفتار متغیرهای اقتصادی کل Caputo (2005) استفاده کرد. کامیان و شوارتز (2012) ؛Sierstad and Sydsaeter (1987) ؛وبر (2011). از تئوری کنترل همچنین می توان برای طراحی و اجرای مداخلات سیاست برای تثبیت اقتصاد یا دستیابی به اهداف اقتصادی خاص استفاده کرد. به عنوان مثال ، از تئوری کنترل می توان برای طراحی مکانیسم های بازخورد استفاده کرد که می توانند به طور خودکار سیاست را در پاسخ به تغییرات در شرایط اقتصادی ، مانند تغییر در تورم یا بیکاری ، تنظیم کنند. به دانش ما ، هیچ تلاشی برای ترکیب رویکرد ساختار یافته سن و نظریه کنترل بهینه برای تجزیه و تحلیل تأثیر تغییرات نرخ بهره بر مصرف خانوار صورت نگرفته است. رویکرد استاندارد از روشهای تئوری کنترل برای خانواده های بی نهایت زنده استفاده می کند.
چندین فرض ساده به منزوی کردن اثر نرخ بهره و فراهم کردن درجه بالایی از قابلیت تحلیلی کمک می کند. فرض می کنیم که نرخ بهره برای مدت طولانی ثابت بود. سپس ، آن را به مقدار دیگری تغییر می دهد ، که برای مدت طولانی برگزار می شود. این تغییر برای خانوارها غیر منتظره است و باعث می شود که آنها الگوهای مصرف خود را تجدید نظر کنند. البته این سناریو ساده سازی قابل توجهی از واقعیت است. در زندگی واقعی ، تغییرات نرخ بهره نسبتاً اغلب اتفاق می افتد ، و نمی توان نرخ بهره را برای مدت طولانی ثابت کرد. افراد همچنین انتظار برای پویایی نرخ بهره ، حداقل برای نزدیکترین آینده دارند. با این حال ، رویکرد در نظر گرفته شده می تواند برخی از ویژگی های اساسی تأثیر نرخ بهره در مصرف را نشان دهد.
کلیه خانوارهای نماینده برای گروههای سنی خاص در همان تعداد سال در نیروی کار باقی می مانند. آنها با مقداری بدهی اولیه شروع می شوند و زندگی کار را با برخی از پس اندازها به پایان می رسانند. برای ساده تر کردن ، ما هیچ تغییر جمعیتی را فرض نمی کنیم - همان تعداد خانوارها هر سال به نیروی کار می پیوندند و ترک می کنند.
تمرکز مقاله به تأثیر تغییرات نرخ بهره بر مصرف اختصاص یافته است. چندین دلیل عملی برای چنین تحلیلی وجود دارد. احتمالاً مهمترین آن درک تأثیر تحریک کننده کاهش نرخ بهره در مصرف است. از طرف دیگر ، نگرانی های مربوط به تغییرات معکوس وجود دارد ، یعنی افزایش احتمالی نرخ بهره پایین. سطح بالای بدهی خانوار می تواند خطرات ایجاد کند ، زیرا آنها می توانند منجر به بی ثباتی مالی شوند و مدیریت چالش های مالی را در آینده دشوارتر می کنند. بدهی خانوار طی دهه های گذشته نسبت به درآمد یکبار مصرف و سپرده های بانکی Gerdrup و Torstensen (2018) افزایش یافته است. افزایش نرخ بهره ، درآمد یکبار مصرف را بیش از گذشته کاهش می دهد. این منجر به کاهش پیگیری در مصرف خواهد شد.
مقاله بصورت زیر مرتب شده است. در بخش 2 ، ما یک مدل اساسی را برای یک ارزش ثابت نرخ بهره شرح می دهیم. این مدل منعکس کننده چگونگی میزان مصرف و بار بدهی به نرخ بهره و نرخ تخفیف ذهنی است. بخش 3 تغییر نرخ بهره را به عنوان تغییر پارامتر برای مدل اساسی معرفی می کند. شبیه سازی های عددی برای تأثیر کاهش نرخ بهره (و افزایش) بر مصرف و بدهی در بخش 4 ارائه شده است. بخش 5 بحث در مورد نتایج محاسباتی را ارائه می دهد. سرانجام ، بخش 6 اظهارات نتیجه گیری در مورد مسیرهای تحقیق آینده را ارائه می دهد. برخی از نتایج فنی به پیوست A و پیوست B جدا می شوند.
2. مدل اساسی
در این بخش یک مدل اساسی برای نرخ بهره ثابت ارائه شده است. این مدل یک خانواده نماینده را برای یک گروه سنی خاص توصیف می کند. این خانواده نماینده را می توان یک خانواده متوسط برای گروه سنی در نظر گرفت. تغییرات در نرخ بهره در بخش آینده معرفی می شود.
2. 1فرمولاسیون مدل
All households are assumed to stay in the labor force for T years (time will be measured in years). The starting year for a particular age group is denoted as t 0 . Such households will be in the labor force during the time interval [ t 0 , t 0 + T ] . The representative household chooses a consumption plan C ( t )>0 برای به حداکثر رساندن مقدار کل ابزار ، که با جدایی نرخ ابزار تخفیف در فاصله زمانی [T 0 ، T 0 + T] داده می شود.
max C ( t )>0 ∫ t 0 t 0 + t α (t) u (c (t)) d t. در اینجا ، α (t) یک عملکرد تخفیف است و U (c) یک تابع ابزار است. انتخاب استاندارد عملکرد تخفیف نمایی است α (t) = e - Δ t ،
where δ> 0 is the subjective rate of discount. It should be noted that for the borrowing scenario, we expect δ>R ، جایی که R نرخ بهره ثابت است.
دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : پرویز حبّی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
10 شهريور
1402 ساعت: 22:41