تعامل بین اقتصاد واقعی و بازار سهام: یک رویکرد ساده مبتنی بر عامل

ساخت وبلاگ

ما یک ماکرومودل رفتاری ساده برای مطالعه تعامل بین اقتصاد واقعی و بازار سهام ایجاد می کنیم. اقتصاد واقعی توسط یک رویکرد بازار کالاهای کینزی نشان داده شده است در حالی که راه اندازی بازار سهام شامل دلالان ناهمگن است. به عنوان مثال ، با استفاده از ترکیبی از ابزارهای تحلیلی و عددی ، می یابیم که دلالان ممکن است پویایی رونق درون زا را در بورس سهام ایجاد کنند که با ریختن در اقتصاد واقعی ، می تواند باعث نوسانات ماندگار در فعالیت های اقتصادی شود. با این حال ، نوسانات در فعالیت اقتصادی ممکن است با شکل دادن به ارزشهای اساسی بنگاهها نیز تأثیر آن بر پویایی بازار سهام داشته باشد.

1. معرفی

در طی 20 سال گذشته ، بسیاری از مدلهای جالب بازار مالی مبتنی بر عامل برای مطالعه پویایی بازارهای مالی پیشنهاد شده است (برای نظرسنجی های اخیر ، به [1-4] مراجعه کنید). همانطور که توسط این مدلها فاش شده است ، این فعالیت تجارت دلالان تعامل ناهمگن است که بخش بزرگی از پویایی بازارهای مالی را تشکیل می دهد. حتی در صورت عدم وجود شوک های تصادفی ، دینامیک قیمت دارایی پیچیده ممکن است در این مدل ها پدیدار شود ، به عنوان مثال ، به دلیل استفاده از دلالان از قوانین تجارت غیرخطی. با این حال ، این مدل ها با استفاده از شوک های تصادفی ، قادر به تکثیر برخی از خصوصیات مهم آماری بازارهای مالی هستند. با تشکر از این مدل ها ، پدیده هایی مانند حباب و تصادف ، نوسانات بیش از حد و خوشه بندی نوسانات اکنون بسیار بهتر درک شده اند.

به طور کلی ، این خط تحقیق ممکن است کاملاً موفق در نظر گرفته شود. با کمال تعجب ، توجه این مدل ها به طور معمول به پویایی بازارهای مالی محدود می شود. به عبارت دیگر ، تأثیر بازارهای مالی ممکن است در سایر زیر سیستم های اقتصاد مانند بازار کالاها به طور گسترده مورد غفلت واقع شود. و البته تأثیر سایر زیر سیستم های اقتصاد بر بازارهای مالی به همان اندازه مورد غفلت قرار می گیرد. در این مقاله ، بنابراین ما مدلی را تهیه می کنیم که در آن یک بازار کالا با یک بورس اوراق بهادار مرتبط باشد ، که امیدواریم درک ما از تعامل بین اقتصاد واقعی و بازار سهام را بهبود بخشد. با توجه به اینکه تعدادی از نمونه های برجسته تاریخی وجود دارد (یک تحقیق عمیق تر تجربی در مورد این موضوع توسط Kindleberger و Aliber [5] ارائه شده است ؛ با این حال ، همچنین به گالبرایت [6] ، مینسکی [7] ، آکرلوف و شیلر [8] یا شیلر مراجعه کنید [8] ، یاراینهارت و روگوف [9]) که در آن بحران های بازار سهام باعث ایجاد مشکلات شدید اقتصاد کلان شده است-افسردگی بزرگ ، به اصطلاح دهه از دست رفته در ژاپن و بحران مالی جهانی و اقتصادی اخیر ، برای نامگذاری چند مورد-به نظر می رسد این موارد به نظر می رسدیک تلاش ارزشمند و مهم باشید.

برای اینکه بتوانیم درک کنیم که چگونه مدل ما عملکرد دارد ، ما آن را ساده نگه می داریم. علاوه بر این ، ما تأکید بیشتری بر بخش مالی مدل نسبت به بخش واقعی آن داریم. یک دلیل این است که ما می توانیم به راحتی برخی از بینش های اساسی را از زمینه مدل های بازار مالی مبتنی بر عامل در اینجا استفاده کنیم. دلیل دیگر این است که آشفتگی بازار مالی اخیر روشن کرده است که تصادفات بازار مالی ممکن است برای اقتصاد واقعی بسیار مضر باشد. به طور خلاصه ، ساختار مدل ما از این رو به شرح زیر است. ما اقتصاد واقعی را با یک مدل بازار ساده کالاهای کینزی برای یک اقتصاد بسته نمایندگی می کنیم. تدوین ما از بورس اوراق بهادار فعالیت تجارت دلالان ناهمگن را به رسمیت می شناسد. در نهایت ، بازار کالاها به بازار سهام مرتبط است زیرا هم مصرف و هم هزینه های سرمایه گذاری به عملکرد بازار سهام بستگی دارد. بازار سهام به نوبه خود ، از آنجا که ارزش اساسی بازار سهام به درآمد ملی بستگی دارد ، به بازار کالاها مرتبط است.

همانطور که معلوم است ، درآمد ملی و قیمت سهام به طور مشترک توسط یک نقشه غیرخطی دو بعدی هدایت می شود و بنابراین یک رابطه بازخورد دو طرفه بین هر دو متغیر وجود دارد. بر اساس بینش های تحلیلی و عددی ، نتیجه می گیریم که تعامل بین اقتصاد واقعی و بازار سهام ممکن است برای اقتصاد مضر باشد. دلالان ممکن است پویایی پیچیده گاو نر و خرس را ایجاد کنند و منجر به نوسانات فعالیت اقتصادی شوند. علاوه بر این ، نوسانات فعالیت اقتصادی بر ارزشهای اساسی بنگاهها تأثیر می گذارد و ممکن است پویایی بازار سهام را تقویت کند. با این حال ، فعالیت سوداگرانه ممکن است همیشه کاهش رفاه نباشد. در برخی شرایط ، رونق دائمی بورس ممکن است رونق اقتصادی دائمی ایجاد کند.

باقیمانده مقاله ما به شرح زیر سازماندهی شده است. در بخش 2 مدل خود را معرفی می کنیم و آن را با ادبیات مرتبط می کنیم. در بخش 3 ، ما نتایج تحلیلی خود را برای کالاهای جدا شده و متقابل و بورس سهام ارائه می دهیم. در بخش 4 ، ما تجزیه و تحلیل خود را با استفاده از روشهای عددی گسترش می دهیم و توضیح می دهیم که پویایی مدل ما چه چیزی را هدایت می کند. در بخش 5 ، ما نتیجه گیری می کنیم و به برخی از برنامه های افزودنی برای کارهای آینده اشاره می کنیم.

2. یک ماکرومودل رفتاری ساده

اکنون ما یک ماکرومودل رفتاری ساده ایجاد می کنیم که به ما امکان می دهد تعامل بین اقتصاد واقعی و بازار سهام را مطالعه کنیم. در بخش 2. 1 ، ما یک مجموعه بازار کالاهای کینزی را ارائه می دهیم که نمایانگر اقتصاد واقعی مدل است. در بخش 2. 2 ، ما یک چارچوب بازار مالی را با دلالان تعامل ناهمگن معرفی می کنیم. برخی از منابع به ادبیات ، همراه با بحث مختصر در مورد بلوک های اصلی ساختمان مدل و برخی از نظرات ، در بخش 2. 3 ارائه شده است.

2. 1بازار کالاها

راه اندازی ما برای اقتصاد واقعی به شرح زیر است. ما یک رویکرد ساده بازار کالاهای کینزی از یک اقتصاد بسته را اعمال می کنیم که در آن تولید با توجه به تقاضای کل تنظیم می شود. برای سادگی ، نه بانک مرکزی و نه دولت به دنبال تثبیت اقتصاد نیستند ، یعنی نرخ بهره و هزینه های دولتی ثابت است ، اگرچه چنین گسترش ساده ای خواهد بود. برای برقراری ارتباط بین اقتصاد واقعی و بازار سهام ، هزینه های خصوصی به درآمد ملی و عملکرد بازار سهام بستگی دارد. سرانجام ، تمام روابط مربوط به بازار کالاها خطی است.

برای دقیق بودن ، درآمد ملی

با تقاضای کل تنظیم می شود

با تاخیر تولید یک دوره. اگر تقاضای کل بیش از تولید باشد (از آن کوتاه می آید) ، تولید افزایش می یابد (کاهش می یابد). بنابراین ، ما می نویسیم

سرعت تعدیل بازار کالاها را ضبط می کند. برای نگه داشتن مسائل تا حد امکان ، ما تنظیم کردیم. بر این اساس ، درآمد ملی در دوره برابر است با تقاضای کل در دوره.

در یک اقتصاد بسته ، تقاضای کل به عنوان تعریف شده است

به ترتیب ، و ، و به ترتیب برای مصرف ، سرمایه گذاری و هزینه های دولت متعهد است.

همانطور که قبلاً نیز گفته شد ، هزینه های دولت و نرخ بهره ثابت است. هزینه های خصوصی با درآمد ملی افزایش می یابد. از آنجا که وضعیت مالی خانوارها و بنگاهها علاوه بر این به عملکرد بازار سهام بستگی دارد ، هزینه های خصوصی نیز با قیمت سهام افزایش می یابد ، که ما آن را بیان می کنیم

(از آنجا که ما فقط یک بورس سهام را در نظر می گیریم ، ممکن است به عنوان شاخص بورس اوراق بهادار نیز تعبیر شود). بر اساس این ملاحظات ، رابطه بین مصرف ، سرمایه گذاری و هزینه های دولت و درآمد ملی و قیمت سهام به صورت مشخص شده است

جایی که شامل تمام هزینه های خودمختار است ،

تمایل حاشیه ای برای مصرف و سرمایه گذاری از درآمد فعلی است و تمایل حاشیه ای برای مصرف و سرمایه گذاری از ثروت فعلی بورس است.

2. 2بازار سهام

با توجه به بازار سهام ، ما به صراحت از رفتار تجارت یک سازنده بازار و دو نوع دلال مدل می کنیم: Chartists و بنیادگرایان. سازنده بازار تقاضای اضافی را تعیین می کند ، بازار را با استفاده از موقعیت طولانی یا کوتاه جبران می کند و قیمت سهام را برای دوره بعدی تنظیم می کند. چارتیست ها بسته به شرایط بازار یا خوش بین یا بدبین هستند. در یک بازار گاو نر ، Chartists خوش بینانه سهام خریداری می کنند. در بازار خرس ، آنها بدبین سهام را می فروشند. اصولگرایان دقیقاً برعکس با چارتاست ها رفتار می کنند. با اعتقاد به بازگشت قیمت سهام به ارزش اساسی خود ، آنها سهام را در بازارهای کم ارزش خریداری می کنند و سهام را در بازارهای با ارزش می فروشند. سرانجام ، تقاضای غیرقانونی برای سهام نیز وجود دارد.

دستگاه رسمی رویکرد بازار سهام ما به شرح زیر است. سازنده بازار از یک قانون تعدیل قیمت خطی استفاده می کند و قیمت سهام را برای مدت زمان به نقل از

در کجا یک پارامتر تعدیل قیمت مثبت است و به ترتیب تقاضای سوداگرانه چارتیست ها و اصولگرایان ، تقاضای غیر مشخصه است و عرضه سهام است. از آنجا که یک پارامتر مقیاس پذیر است ، ما بدون از دست دادن کلی بودن ، تنظیم کردیم. از آنجا که ما در درجه اول به تأثیر رفتار سوداگرانه علاقه مند هستیم ، فرض می شود که تقاضای غیر تفکیک برابر با عرضه سهام است ، یعنی. بر این اساس ، در صورت مثبت بودن (سوداگرانه) تقاضای بیش از حد ، و برعکس ، سازنده بازار قیمت سهام را افزایش می دهد.

ارزش اساسی بازار سهام البته به تحولات اقتصاد واقعی پاسخ می دهد. به طور کلی ، ارزش اساسی یک شرکت ممکن است با ارزش فعلی سودهای آینده فعلی و مورد انتظار خود نشان داده شود. با فرض ، برای سادگی ، سود یک شرکت در هر واحد تولید ثابت است و به یاد می آورد که نرخ بهره نیز ثابت است ، اگر اقتصاد در وضعیت پایدار باشد ، ارزش اساسی بازار سهام متناسب با درآمد ملی است. پس از این خط فکری ، دلالان ارزش اساسی را در مدل ما درک می کنند

یک پارامتر مثبت (ضبط رابطه واقعی حالت پایدار بین ارزش اساسی و درآمد ملی) وجود دارد. با انجام این کار ، دلالان از سطح فعلی درآمد ملی به عنوان یک پروکسی برای سطح آینده مورد انتظار درآمد ملی استفاده می کنند. در حالت پایدار ، حدس دلالان از سطح آینده درآمد ملی صحیح است ، و درک آنها از ارزش اساسی است. اگر اقتصاد در حالت پایدار نباشد ، دلالان (ممکن است) ارزش اساسی را اشتباه بگیرند. به طور گسترده ، آنها تمایل دارند که در اوقات خوب ارزش اساسی را بیش از حد ارزیابی کنند و در اوقات بد آن را دست کم بگیرند.

چارتیست ها به تداوم بازارهای گاو نر و خرس اعتقاد دارند. تقاضای آنها به صورت نوشته شده است

پارامتر واکنش مثبت کجاست. اگر قیمت سهام بالاتر از ارزش اساسی (درک شده) آن باشد ، Chartists خوش بینانه موقعیت طولانی می گیرند. با این حال ، اگر چنین بازار گاو نر به یک بازار خرس تبدیل شود ، احساسات چارتیست ها به بدبین تبدیل می شوند و آنها وارد موقعیت کوتاهی می شوند.

در مقابل ، اصولگرایان انتظار دارند که قیمت سهام با گذشت زمان به ارزش اساسی خود برگردد. تقاضای آنها به صورت رسمی است

پارامتر واکنش مثبت کجاست. اگر بازار به عنوان کم ارزش و منفی تلقی شود ، اگر به عنوان بیش از حد ارزش درک شود ، تقاضای اصولگرایان مثبت است. انگیزه شکل غیرخطی قانون تجارت (2. 7) دو برابر است. فرض کنید که سوءاستفاده های درک شده افزایش می یابد. سپس ، این احتمال وجود دارد که تصحیح اساسی قیمت افزایش یابد ، همانطور که سود بالقوه از چنین تغییر قیمت - حداقل به نظر اصولگرایان - افزایش می یابد. بنابراین پرخاشگری اصولگرایان با سوءاستفاده (درک) افزایش می یابد.

2. 3ادبیات و بحث مرتبط

ادبیات مربوط به مدل های بازار مالی با عوامل تعامل ناهمگن بسیار غنی است ، همانطور که توسط Chiarella و همکاران ثبت شده است.[1] ، Hommes and Wagener [2] ، Lux [3] و Westerhoff [4]. راه اندازی ما برای بورس اوراق بهادار از سهم اصلی روز و هوانگ [10] الهام گرفته شده است ، که اساساً این خط تحقیق را آغاز کرده اند. در الگوی خود ، تعامل غیرخطی بین یک بازار ساز ، چارتیست ها و اصولگرایان منجر به پویایی پیچیده بازار گاو و خرس می شود که کاملاً شبیه به ما است.

شواهد تجربی برای یک قانون تجارت چارتیستی مانند (2. 6) را می توان در Boswijk و همکاران یافت.[11]شکل عملکردی قانون اساسی تجارت (2. 7) از ترامونتانا و همکاران وام گرفته شده است.[12]با این حال ، دینامیک پیچیده بازار گاو و خرس نیز ممکن است توسط مدلهایی ایجاد شود که در آن دلالان بین قوانین معاملات خطی تغییر می کنند. به عنوان مثال در این جهت ، به عنوان مثال ، Dieci و Westerhoff را ببینید [13]. حمایت تجربی از این عقیده که شرکت کنندگان در بازار مالی در واقع به تجزیه و تحلیل فنی و اساسی متکی هستند گسترده و گسترده است: منخوف و تیلور [14] شواهد حاصل از مطالعات پیمایشی را که در بین متخصصان بازار انجام شده است خلاصه می کنند. هومس [15] مشاهدات به دست آمده از آزمایش های بازار مالی را در محیط های آزمایشگاهی کنترل شده گزارش می دهد. Franke و Westerhoff [16] با موفقیت مدل های مختلف را با دلالان تعامل ناهمگن تخمین می زنند.

در مدل ما ، قوانین معاملات (2. 6) و (2. 7) به ترتیب مواضع چارتیست ها و اصولگرایان را ارائه می دهند و سازنده بازار قیمت ها را با توجه به موقعیت های خالص کل دلالان تنظیم می کند. چنین دیدگاهی نیز توسط هومس و همکاران اعمال شده است.[17] ، به عنوان مثال. از طرف دیگر ، می توان فرض کرد که (2. 6) و (2. 7) برای فرآیند ارسال سفارش واقعی از چارتیست ها و اصولگرایان ، مانند لوکس [18] است ، و اینکه سازنده بازار قیمت سهام را با توجه به جریان سفارش خالص حاصل تنظیم می کندبشرالبته هر دو رویکرد شایستگی خود را دارند. در اینجا ما از دیدگاه اول حمایت می کنیم ، زیرا ، در یک حالت پایدار ، که در آن قیمت سهام از ارزش اساسی (درک شده) آن آینه نمی کند ، مواضع دلالان ثابت باقی می مانند در حالی که با دید جایگزین ، آنها با گذشت زمان رشد می کنند (دلالان همچنان سفارشات را ارسال می کنند، که موقعیت های آنها را به طور فزاینده ای شدیدتر می کند).

توجه داشته باشید که هر دو نوع دلال به همان ارزش اساسی اعتقاد دارند. De Grauwe و Kaltwasser [19] نمونه ای جالب را ارائه می دهند که دلالان در مورد ارزش اساسی مخالف هستند. چنین ویژگی ای به راحتی می تواند به مدل ما اضافه شود. به عنوان مثال ، به جای (2. 5) می توان فرض کرد که چارتاست ها و اصولگرایان از قوانین خود برای محاسبه ارزش اساسی استفاده می کنند. به طور خاص ، روحیه چارتیست ها می توانند درک آنها از ارزش اساسی را تعصب کنند (به عنوان مثال ، در صورت افزایش قیمت ممکن است ارزش های اساسی بالاتر را درک کنند). علاوه بر این ، این که دلالان در (2. 5) فقط آخرین ارزش مشاهده شده درآمد ملی به عنوان یک پروکسی برای سطح آینده درآمد ملی استفاده می کنند. از طرف دیگر ، می توان فرض کرد که آنها از یک اندازه گیری صاف از مشاهدات گذشته از درآمد ملی برای افزایش پیش بینی خود در مورد دوره اقتصاد استفاده می کنند. با این حال ، از آنجا که دریافتیم که این بر نتایج اصلی ما تأثیر نمی گذارد ، ما از چنین مجموعه ای خودداری می کنیم.

یکی از ویژگی های اصلی مدل ما رابطه بین اقتصاد واقعی و بازار سهام است. از یک طرف ، ارزش اساسی بازار سهام ، مانند واقعیت ، با توجه به تحولات در اقتصاد واقعی تکامل می یابد (رویکرد ما اساساً از کتاب درسی [20] اتخاذ شده است). از طریق این کانال ، اقتصاد واقعی با بازار سهام مرتبط است و رونق اقتصادی و رکود اقتصادی در بازار سهام تأثیر دارد. از طرف دیگر ، عملکرد بازار سهام بر مصرف و مخارج سرمایه گذاری تأثیر می گذارد (دوباره به [20] کتاب درسی مراجعه کنید). از طریق این کانال ، بازار سهام با اقتصاد واقعی و حباب های بازار سهام و تصادفات تأثیر بر درآمد ملی دارد. با توجه به این ساختار بازخورد دو طرفه ، پتانسیل برای هماهنگی بازار سهام و پویایی درآمد ملی وجود دارد. همانطور که مشخص خواهد شد ، ممکن است جزئیات مدل را تغییر دهد اما تا زمانی که این ساختار بازخورد دو طرفه در مدل وجود داشته باشد ، نتیجه اصلی مقاله ، یعنی اینکه حباب ها و تصادفات بازار سهام باعث تحریک رونق و رکود اقتصادی کلان می شود و رونق های اقتصاد کلانو رکود اقتصادی باعث تحریک حباب ها و تصادفات بازار سهام می شود ، زنده می ماند.

در غیر این صورت ، مدل بازار کالاهای ما بسیار استاندارد است و با یک مدل ضرب اساسی مطابقت دارد. به جای (2. 1) ، که در آن مرحله تولید در زمان به تقاضای اضافی بازار کالاها در دوره t بستگی دارد ، می توان در عوض فرض کرد که بازار کالاها در هر مرحله زمانی پاک می شود و مصرف فعلی و هزینه های سرمایه گذاری به درآمد ملی و افراد بستگی داردقیمت سهام دوره قبلی. دقیقاً همان سیستم دینامیکی به دست می آید. علاوه بر این ، یک اصطلاح شتاب دهنده می تواند مانند ساموئلسون به عملکرد سرمایه گذاری اضافه شود [21]. تحقیقات عددی مقدماتی نشان می دهد که دینامیک مدل ممکن است جالب تر شود ، اما این همچنین نتایج اصلی مقاله ما می تواند تار شود و درک آن آسان تر شود.

فقط چند مدل مرتبط با ما وجود دارد. در یک چارچوب محاسباتی تر ، Lengnick و Wohltma [22] یک ماکرومودل جدید کینزی را با یک مدل بازار مالی مبتنی بر عامل تصادفی ترکیب کرده و پیامدهای مالیات معاملات را کشف کنید. برای یک رویکرد مرتبط ، همچنین به Scheffknecht و Geiger مراجعه کنید [23]. مدل های ساده تر و در عین حال بسیار جذاب توسط Asada و همکاران ارائه شده است.[24] ، بسکت [25] ، و چارپ و همکاران.[26] ، که به ویژه در مورد اثربخشی قوانین سیاست های پولی و مالی در حضور دلالان ناهمگن بورس سهام نگران هستند. با وجود این تلاش های اخیر ، به نظر می رسد این زمینه به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. راه اندازی ما حتی ساده تر از کمک های فوق است. همانطور که در باقی مانده مقاله خواهیم دید ، این امر به ما امکان می دهد تا کم و بیش کامل درباره تأثیر پویایی بازار سهام سوداگرانه بر اقتصاد واقعی.

3. نتایج تحلیلی

اکنون ما قادر به استخراج نتایج تحلیلی خود هستیم. برای ایجاد یک مدل معیار ، ابتدا موردی را کشف می کنیم که در آن بازار کالاها و بورس اوراق بهادار جدا می شوند. سپس ، ما آماده مطالعه مدل کامل هستیم. سرانجام ، ما برخی از خواص حالتهای پایدار مدل معیار را با مدل های کامل مقایسه می کنیم. این خصوصیات شامل سطح حالتهای پایدار ، ثبات آنها و در صورت قیمت سهام ، سوءاستفاده های احتمالی است.

نتایج ما با توجه به کالاهای جدا شده و بورس سهام در گزاره 3. 1 خلاصه می شود (اثبات در پیوست A ارائه شده است).

گزاره 3. 1 (کالاهای جدا شده و بازارهای سهام). ابتدا فرض کنید که

بشردرآمد ملی سپس توسط نقشه خطی یک بعدی هدایت می شود. حالت پایدار منحصر به فرد آن

مثبت ، در سطح جهانی پایدار است و پس از یک شوک برونزا ، همیشه به صورت یکنواخت نزدیک می شود. فرض کنید اکنون که

بشرسپس قیمت سهام توسط نقشه یک بعدی غیرخطی تعیین می شود. سه حالت همزیستی وجود دارد و

بشرحالت پایدار مثبت و در عین حال ناپایدار است. حالت های پایدار برای

و از نظر محلی پایدار برای.

بگذارید به طور خلاصه در مورد گزاره 3. 1 بحث کنیم. برای جدا کردن بازار کالاها از بازار سهام ، ما قیمت سهام را ثابت نگه می داریم ، یعنی ما تعیین کردیم. طبق گزاره 3. 1 ، دینامیک بازار کالاها پس از آن بی اهمیت است. درآمد ملی به دلیل نقشه خطی یک بعدی است و حالت پایدار منحصر به فرد آن مثبت است و یادآور راه حل ضرب کینزی کلاسیک ، با ضرب ولتر و به عنوان هزینه خودمختار است. علاوه بر این ، حالت پایدار در سطح جهانی پایدار است. پس از یک شوک اگزوژن ، درآمد ملی همیشه به صورت یکنواخت به سمت خود همگرا می شود. از آنجا که بازارهای کالاهای جدا شده قادر به تولید چرخه های تجاری درون زا نیستند ، ممکن است اقتصاد واقعی به عنوان یک سیستم پایدار در نظر گرفته شود.

بازار سهام با تعیین سطح درآمد ملی ، یعنی ، از بازار کالاها جدا می شود. در نتیجه ، قیمت سهام با توجه به نقشه غیرخطی یک بعدی تکامل می یابد و دارای سه حالت پایدار همزیستی است. حالت پایدار آشکارا مثبت است. برای برآورده کردن این حالتهای پایدار ، باید به اندازه کافی بزرگ باشد ، یعنی ،

بشرتوجه داشته باشید که فاصله بین پارامتر واکنش Chartists فاصله و افزایش می یابد و با پارامتر واکنش اصولگرایان کاهش می یابد. علاوه بر این ، حالت پایدار داخلی ناپایدار است در حالی که ثبات دو حالت پایدار بیرونی فقط به پرخاشگری چارتیست ها بستگی دارد. زیرا ، همه حالت های پایدار ناپایدار هستند. تأثیر نمودارها و اصولگرایان بر بهره وری در بازار در رابطه با گزاره های 3. 2 و 3. 3 و شواهد عددی ارائه شده در بخش 4 مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نتایج ما با توجه به کالاهای متقابل و بورس سهام در گزاره 3. 2 ارائه شده است (اثبات در پیوست B ارائه شده است).

گزاره 3. 2 (کالاهای متقابل و بازارهای سهام). پویایی مدل کامل ناشی از نقشه غیرخطی دو بعدی است که توسط و. این نقشه دارای سه حالت پایدار همزیستی است

بشراگر و اگر به اندازه کافی بزرگ باشد ، تمام حالتهای پایدار مدل مثبت هستند. با توجه به این الزامات ، حالت پایدار

ناپایدار است در حالی که حالت های پایدار است

از نظر محلی پایدار هستند.

همانطور که در گزاره 3. 2 گفته شد ، درآمد ملی و قیمت سهام به طور همزمان با تکرار نقشه غیرخطی دو بعدی تعیین می شود. این نقشه دارای سه حالت پایدار است. برای اطمینان از مثبت بودن همه حالتهای پایدار مدل ، فرض می کنیم که و این به اندازه کافی بزرگ است. یک حالت پایدار ،

، همیشه ناپایدار است. دو حالت پایدار دیگر ،

اگر از نظر محلی پایدار باشند. از این رو ، حد بالایی برای پارامتر ، که هنوز هم ثبات محلی را تضمین می کند

، با پارامتر افزایش می یابد و با پارامترها کاهش می یابد و. همچنین توجه داشته باشید که فاصله بین

، و همچنین فاصله بین

، با پارامترها ، ، ، و و با پارامتر کاهش می یابد.

مشاهدات دوم عواقب مهمی دارد. فرض کنید ، برای سهولت در نمایش ، که. سپس به راحتی می توان دریافت که کاهش و افزایش همزمان در همان بزرگی (مثلاً

و) مقادیر حالت پایدار بیرونی را هدایت می کند

دورتر از مقادیر حالت پایدار (ثابت)

بشراز طریق این زنجیره ، قدرت رابطه بازخورد دو طرفه بین اقتصاد واقعی و بازار سهام می تواند کالیبره شود. بدیهی است ، رابطه متقابل بین اقتصاد واقعی و بورس ممکن است با تنظیم و تنظیم ضعیف تر یا قوی تر شود.

سرانجام ، ما برخی از خواص حالتهای پایدار مدل معیار را با مدل های کامل مقایسه می کنیم.

گزاره 3. 3 (مقایسه خواص حالت پایدار). فرض کنید این و آن. وضعیت پایدار بازار کالاهای جدا شده پس از آن داده می شود و کشورهای پایدار بازار سهام جدا شده و

بشرسفارش سطح حالتهای پایدار نشان می دهد که

بشربا توجه به ثبات حالتهای پایدار ، در حالی که در سطح جهانی پایدار است

ناپایدار استعلاوه بر این ، ثبات محلی نیازها ، اما

فقط برایاز آنجا که ارزشهای اساسی واقعی منجر به و

، سوءاستفاده های حالتهای پایدار -

بگذارید ابتدا روشن کنیم که چه چیزی در پشت فرضیات نهفته است. همانطور که خواهیم دید ، این فرضیات به ما امکان می دهد حالت های پایدار مدل معیار را با مدل های کامل مقایسه کنیم. از نظر اقتصادی ، ممکن است به این معنا تعبیر شود که دلالان در مدل بورس سهام معیار از ارزش حالت پایدار مدل بازار کالاهای معیار برای محاسبه ارزش (ثابت) ارزش اساسی استفاده می کنند. در نتیجه ، ارزش حالت پایدار داخلی مدل بورس سهام معیار به آن تبدیل می شود. در ترکیب با فرض ، که بخشی از مصرف خودمختار و هزینه های سرمایه گذاری را به ارزش حالت داخلی داخلی مدل بورس سهام معیار مربوط می کند ، ارزش حالت پایدار مدل بازار کالاهای معیار را می توان بیان کرد و بنابراین ، بنابراین ،حالت پایدار داخلی مدل بازار سهام معیار را می توان به عنوان نوشت. بر این اساس ، ما داریم

، که به نظر می رسد یک نقطه شروع معقول برای مقایسه گزاره های 3. 1 و 3. 2 است.

سفارش کامل از ارزشهای پایدار نشان می دهد که وضعیت پایدار منحصر به فرد درآمد ملی مدل معیار برابر با حالت پایدار داخلی مدل کامل است و دو حالت پایدار درآمد دیگر مدل کامل در اطراف آنها قرار داردوادبرای بازار سهام ، حالت پایدار داخلی مدل معیار با حالت پایدار داخلی مدل کامل مطابقت دارد. با این حال ، حالت های پایدار بیرونی مدل کامل از حالت پایدار داخلی فاصله دارد از آنچه در مورد مدل معیار وجود دارد. به عبارت دیگر ، تعامل بین بازار کالاها و بازار سهام باعث می شود سطح حالت پایدار مدل شدیدتر شود (همانطور که در رابطه با گزاره 3. 2 بحث شده است).

در مورد حوزه پایداری این حالتهای پایدار چطور؟وضعیت پایدار درآمد ملی منحصر به فرد مدل معیار در سطح جهان پایدار است. در مقابل ، وضعیت پایدار درآمد ملی داخلی مدل کامل ناپایدار است. حالتهای ثابت بازار سهام داخلی مدل معیار و مدل کامل هر دو ناپایدار هستند. با این حال ، شرایط پایداری برای دو حالت پایدار بیرونی مدل کامل سخت تر از مدل معیار است. به طور کلی ، تعامل بین بازار کالاها و بازار سهام باعث کاهش دامنه پایداری حالتهای پایدار مدل می شود.

توجه داشته باشید که حالت های پایدار برای ارزش اساسی مستقیماً از آن پیروی می کنند. بنابراین ، ما برای مدل معیار و

برای مدل کاملبلافاصله آشکار می شود که حالتهای ثابت بازار سهام مدل معیار و مدل کامل بی طرفانه هستند ، یعنی آنها برابر با ارزش اساسی واقعی هستند. این مورد در حالت های ثابت بازار سهام بیرونی نیست. با این حال ، سوءاستفاده ها در حالت های ثابت بیرونی مدل معیار با مدل های کامل متفاوت نیست.

از این منظر ، نقشی که در اثر تعامل بین بازار کالاها و بازار سهام برای کارآیی اقتصاد بازی می کند کاملاً مشخص نیست. درآمد ملی به جای داشتن یک وضعیت منحصر به فرد و در سطح جهانی در بازار کالاها ، سه ایالت پایدار دارد. یکی از این حالتهای پایدار ، مربوط به حالت پایدار منحصر به فرد مدل معیار ، ناپایدار است. دو حالت پایدار دیگر از نظر محلی پایدار هستند ، تا زمانی که پارامتر واکنش Chartists خیلی زیاد نباشد. علاوه بر این ، ثبات محلی حالتهای پایدار بازار سهام در حضور تعامل بازار کاهش می یابد ، یعنی آستانه بحرانی که تضمین می کند ثبات محلی با تعامل بازار از بدون آنها کمتر است. با این حال ، سوءاستفاده های تحقق یافته در دو حالت ثابت بازار سهام بیرونی مدل کامل با نمونه های مدل معیار یکسان است ، اگرچه قیمت سهام از وضعیت پایدار بازار سهام داخلی فاصله دارد. دلیل این امر این است که چندین حالت پایدار درآمد ملی مدل کامل نیز حاکی از چندین حالت پایدار برای ارزش اساسی است. توجه داشته باشید که یک وضعیت پایدار بازار سهام تحریف شده واقع در بالای وضعیت پایدار بازار سهام بی طرفانه ممکن است برای دولت پایدار درآمد ملی مفید باشد. با این حال ، سرنوشت اقتصاد با شرایط اولیه خود تصمیم گرفته می شود ، یعنی ممکن است اقتصاد نیز در وضعیت پایدار بازار سهام پایین بیاید و درآمد ملی به طور دائم پایین می آید.

4- نتایج عددی

در این بخش ، ما به قسمت شبیه سازی تجزیه و تحلیل خود می پردازیم تا نتایج تحلیلی خود را نشان داده و گسترش دهیم. قبل از کاوش در مدل کامل ، ابتدا مدل معیار را بازرسی می کنیم. مگر در مواردی که بیان شده باشد ، تمام شبیه سازی های ما بر اساس تنظیم پارامتر زیر است:

علاوه بر این ، ما مدل معیار را تعیین می کنیم و دلالت می کنیم

بشرتوجه داشته باشید که این مطابق با سناریوی گزاره 3. 3 است ، و ما را قادر می سازد تا مقایسه نزدیک تری از دینامیک مدل معیار را با مدل کامل انجام دهیم.

بگذارید با شکل 1 شروع کنیم ، که حاوی پویایی کالاهای جدا شده و بازارهای سهام است. پانل بالا سمت چپ پس از شوک برونزا در دوره اول ، توسعه درآمد ملی را نشان می دهد. همانطور که قبلاً در گزاره 3. 1 گفته شد ، درآمد ملی به صورت یکنواخت به ارزش حالت پایدار خود همگرا می شود. داستان اقتصادی اساسی در پشت پویایی مدل مشهور چند برابر کینزی است. پس از شوک به درآمد ملی ، مثلاً ، به علاوه 1 درصد ، هزینه های خصوصی و بنابراین درآمد ملی درصد بالاتر از ارزش های حالت پایدار خود است و به دنبال آن انحراف مثبت درصد و غیره ، تا زمانی که شوک کاملاً هضم نشود. پانل بالا سمت راست پویایی درآمد ملی را در مرحله T در مقابل درآمد ملی در مرحله زمان نشان می دهد. پس از یک مرحله گذرا ، فقط یک نقطه واحد باقی می ماند: ارزش پایدار درآمد ملی. بدیهی است ، بدون شوک اگزوژن ، پویایی بازار کالاها از بین می روند.

پویایی کالاهای منزوی و بازارهای سهام. تنظیم پارامتر مانند بخش 4. پارامترهای bifurcation همانطور که در محور نشان داده شده است.

پانل سمت چپ مرکز شکل 1 تکامل قیمت سهام را نشان می دهد (شرایط اولیه انتخاب شده نزدیک به حالت پایدار اساسی است و یک گذرا طولانی تر پاک شده است. با این حال ، شرایط اولیه دیگر ، یعنی قیمت ها بین ، مثلاً 97به 103 ، منجر به همان نتایج کیفی). از آنجا که ، تمام حالت های پایدار مدل بورس اوراق بهادار ناپایدار است. با این حال ، به جای انفجار قیمت ، پویایی پیچیده بازار گاو و خرس پدیدار می شود ، یعنی نوسانات نامنظم بالا و پایین در بازار گاو نر به طور نامنظم با نوسانات بالا و پایین نامنظم در بازار خرس متناوب است. در فضای ، یک جاذبه عجیب و غریب S شکل می تواند تشخیص داده شود ، که نشان می دهد پویایی بازار سهام هرج و مرج است.

پویایی بازار سهام منزوی ممکن است به شرح زیر درک شود. فرض کنید بورس سهام کمی بیش از حد ارزش دارد. در چنین شرایطی ، چارتیست ها طولانی می شوند و اصولگرایان کوتاه می روند. با توجه به تنظیم پارامتر ما و قانون تجارت غیرخطی بنیادگرایان ، تقاضای اضافی مثبت است و در نتیجه ، سازنده بازار قیمت سهام را افزایش می دهد. اگر تقاضای بیش از حد در دوره معاملاتی بعدی مثبت باشد ، سازنده بازار قیمت حتی بالاتری را نیز نقل می کند. با این حال ، سرانجام ، غیرخطی بودن قانون اساسی تجارت شروع می شود و تغییر در اختیارات بازار را آغاز می کند. بنیادگرایان به طور فزاینده ای تقاضای بیش از حد را منفی می کنند و باعث کاهش بازار سهام می شوند. پس از آن ، Chartists دوباره بر بازار مسلط می شوند و قیمت سهام شروع به بهبود می کند. همانطور که معلوم است ، این حرکات بالا و پایین تکرار می شوند ، البته به روشی پیچیده.

گاهی اوقات ، یک بازار گاو نر به بازار خرس تبدیل می شود. توجه داشته باشید که اگر قیمت سهام بسیار بالا باشد ، اصولگرایان از موقعیت های کوتاه قابل توجهی برخوردار هستند. تقاضای بیش از حد ممکن است چنان منفی باشد که به دلیل قانون تعدیل قیمت سازنده بازار ، قیمت سهام پایین تر از ارزش اساسی آن است. در چنین شرایطی ، چارتیست ها بدبین می شوند و دوره ای از پویایی بازار خرس به وجود می آید. با استدلال های مشابه ، اگر قیمت سهام بسیار پایین باشد ، یک بازار خرس ممکن است به یک بازار گاو تبدیل شود. سپس اصولگرایان به موقعیت های طولانی و گسترده وارد می شوند و باعث تقاضای بیش از حد مثبت قابل توجه می شوند و بنابراین از سازنده بازار خواسته می شود قیمت سهام را به شدت افزایش دهند. هنگامی که قیمت سهام از ارزش اساسی (درک شده) فراتر رود ، چارتیست ها خوش بین می شوند و رفتار خرید آنها از بازار گاو نر بعدی شروع می شود.

دو صفحه پایین از شکل 1 دو نمودار bifurcation را نشان می دهد. در اینجا پویایی بازار سهام برای پارامتر واکنش Chartists ، از 0 تا 2 و دو مجموعه شرایط اولیه ترسیم شده است. همانطور که توسط گزاره 3. 1 نشان داده شده است ، سه حالت همزیستی وجود دارد و ، برای دو مورد از آنها به صورت محلی پایدار هستند. سپس شرایط اولیه تصمیم می گیرد که آیا بازار سهام به طور دائم کم ارزش یا بیش از حد ارزش گذاری شده است. نتایج تحلیلی ما به پایان می رسد ، اما نمودارهای تقسیم بندی نشان می دهد که اگر پارامتر واکنش چارتیست ها بیشتر افزایش یابد ، چه اتفاقی می افتد. همانطور که مشاهده می شود ، دو چرخه دوره دو دوره پدیدار می شوند-یکی که در بازار گاو نر و دیگری در بازار خرس واقع شده است-هر یک از آنها به دنبال یک چرخه دوره چهار. وضوح دقیق تر می تواند دنباله ای از bifurcations دوره ای را نشان دهد ، که در نهایت به پویایی پیچیده منجر می شود ، دوباره یا در بالا یا پایین تر از ارزش اساسی قرار دارد. در اطراف ، این دینامیک های بازار گاو و خرس جدا شده حل می شوند و ما نوسانات مشابه آنچه را که در خط مرکزی پانل ها نشان داده شده است مشاهده می کنیم. از این منظر ، به نظر می رسد که چارتیست های تهاجمی به طور فزاینده ای سیستم اقتصادی اساسی را بی ثبات می کنند.

اکنون ما پویایی مدل کامل را که شکل 2 نمونه ای از آن را ارائه می دهد ، بررسی می کنیم. دو صفحه اول به ترتیب دوره درآمد ملی و قیمت سهام را نشان می دهد. دینامیک پس از یک دوره گذرا طولانی تر به تصویر کشیده می شود و شرایط اولیه نزدیک به حالت پایدار اساسی انتخاب شده است (بدیهی است که شرایط اولیه در حضور چندین جذب کننده مهم است (به عنوان مثال ، شکل 3 مراجعه کنید) ، اما آنها بازی می کنند (تقریباً)هیچ نقشی برای تنظیم پارامتر فعلی وجود ندارد. تا زمانی که شرایط اولیه از محدوده انتخاب شود که دینامیک نشان داده شده در شکل 2 در واقع اتفاق می افتد ، آنها پس از پاک شدن گذرا ، هیچ تأثیر کیفی بر پویایی مدل ندارند). نوسانات نامنظم در فعالیت های اقتصادی ، حداقل تا حدی چرخه های تجاری واقعی ، با پویایی پیچیده بازار گاو و خرس هماهنگ است (به یاد بیاورید که نوسانات بازار کالاهای جدا شده به مرور زمان از بین می رود و نوسانات بازارهای سهام جدا شده بین 97 و 103 متغیر است(شکل 1 را ببینید). در مدل کامل ، با این حال ، درآمد ملی بین 99 تا 101 نوسان دارد در حالی که قیمت سهام بین 96 تا 104 نوسان دارد. همانطور که در رابطه با گزاره 3. 2 ذکر شد ، قدرت رابطه بازخورد دو طرفه بین اقتصاد واقعی و اقتصاد واقعیبازار سهام ممکن است با تغییر B و. به عنوان مثال ، برای و ، درآمد ملی در حال حاضر بین 96 تا 104 و قیمت سهام بین 93 تا 107 افزایش یابد). دو صفحه پایین شکل 2 پیچیدگی درگیر در پویایی را نشان می دهد. در پانل سمت راست پایین ، قیمت سهام را در مرحله T T در مقابل قیمت سهام در مرحله زمان ترسیم می کنیم. این پانل را می توان با پانل سمت راست مرکز شکل 1 مقایسه کرد. همانطور که می بینیم ، جاذبه عجیب و غریب S که قبلاً شکل گرفته شده است به یک شیء پیچیده تر و در عین حال S شکل تبدیل می شود. پانل سمت راست پایین شکل 2 قیمت سهام را در مرحله زمانی در مقابل درآمد ملی در مرحله زمان نشان می دهد. همانطور که انتظار می رود ، یک جاذبه عجیب برای دو متغیر دولتی مدل ظاهر می شود ، همچنین نشانگر رابطه مثبت بین قیمت سهام و درآمد ملی است.

دوره ی فارکس...
ما را در سایت دوره ی فارکس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : پرویز حبّی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 9 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:40